1. Skip to Menu
  2. Skip to Content
  3. Skip to Footer

فستیوال بی فرهنگی

متن زیر مربوط به 4 شنبه سوری سال قبل بود که دوباره روی صفحه اول سایت آوردم برای مشتریان و دوستان جدیدی که سایت را دنبال می کنند.

من می گم این درست نیست که ما این همه مراسم های متعدد جشن و شادی داریم انسان ها گاهی هم نیازمند سوگواری و غم هستند تا حالتی عرفانی بخود بگیرند نباید اینقدر به خوشی های دنیا وابسته شویم. 

من می گم 4 شنبه سوری از آنچه ما فکر می کنیم خطرناک تر است و ما مانند گوسفندانی هستیم که تا یکی یکی به مسلخ نرویم  به وخامت اوضاع پی نمی بریم

مردم سایر کشورها مراسم آب بازی و غیره دارن اما ما باید بربر بودن خودمونو به نمایش بگذاریم - اگر سیستم امنیتی همانقدر که برای مسائل سیاسی عملکردی مقتدرانه دارد در راستای امنیت ملت هم آموزش های لازم و تدابیری جهت پیشگیری از اتفاقات تلخ 4 شنبه آخر سال داشت بسیار خوب می شد. با سپاس از نیروی آتش نشانی که در این شب همیشه کرکره هایش بالایست و آماده ارائه خدمات اما این کافی نیست.

از بچگی به ما گفتند ما مردمان میهماندوست و مهربانی هستیم اما من همیشه می دونستم چیزهایی که ما درمورد خودمون می گیم یا فکر می کنیم می تونن بلعکس باشن چندی قبل شاهد فیلم خودسوزی مردی که می گفتند دستفروش بوده در بازار تهران بودیم و همه جمعیت فقط ایستادند و نظاره کردند و فقط یک نفر بلند داد زد و پرسید چرا آتیش گرفت؟؟؟

اما در موارد مشابه در خارج کشور در همه فیلم های داخل اپارات و یوتوب می بینید که همه خارجی ها با مشاهده یک شخص که می خواهد اقدام به خودسوزی کند فداکارانه همه لباس ها را در آورده و شخص مورد نظر را همگی با کوشش فراوان از سوختن بیشتر باز می دارند.

نیازی نیست برترین باشیم کافیست بد ترین نباشیم.

نهم فروردین 89 برایم شبی بسیار تلخ بود

در خاطر دارم چند سال قبل وقتی دو جوان زورگیر موتور سیکلت گران قیمتم را در خیابانی در منطقه ولنجک
ربودند - پس از چند دقیقه درگیری و زدوخورد منرا با قمه زدند هیچ کس چیزی نگفت و چند نفری که در صحنه حاضر بودند فقط پیشداوری می کردند و یکی از انها به سایرین می گفت احتمالا کاسب مواد مخدر هستند و با یکدیگر درگیر شده اند درحالی که من غرق در خون روی زمین بودم  اگر توان جسمی داشتم تاوان سختی بابت حرفش در آن موقعیت می بایست پس می داد من با تلفن مشتری برای خرید یک طوطی لوری پالتو زرد سخنگوی اعجوبه راهی آنجا شده بودم من شخصا برای خرید جایی نمی رم اما اون پرنده واقعا ارزشمندی بود و نباید دست همکار دیگری می افتاد به هرحال دیگر توان تکان خوردن نداشتم قمه به معنای واقعی کلام از یکطرف بدنم رفته و از طرف دیگر بیرون زده بود , هنگامی که پس از خوردن ضربه سهمگین قمه همچنان درگیر بودم او به نفر دوم که ضارب اصلی بود گفت بزن تو گردنش داره دیر میشه ! و من خوشحالم که فورا تسلیم شدم و این حرف را جدی گرفتم زیرا به راستی دستور قتل استاد شایگان را صادر کرده بود فقط چند لحظه دیرتر ...
هرچند که مال حلال بازگشت و من موفق شدم با زیرکی خودم و همکاری پلیس قدرتمند آگاهی حق خود را پس بگیرم
اما دلم از مردم سنگدلی شکست که به جای کمک از دیدن چنین صحنه هایی فقط هیجان زده می شوند و لذت می برند  که موضوعی جدید برای مطرح کردن برای سایرین را مشاهده کرده اند درحالی که نمی دانند ممکن است برای خودشان نیز اتفاق بی افتد.

در این سرزمین اگر خودت یا یکی از عزیزانت را (خدای ناخواسته) سوار آمبولانس کردند برای رسیدن سریع امیدی به همکاری سایر اتومبیل ها نداشته باش صدای آژیر برای آنها مفهومی ندارد اگر هم کنار بروند برای این خواهد بود که پشت آمبولانس احتمالا مسیر بهتری برای ادامه راه خواهند یافت .

شاید هم در گذشته ای دور واقعا خوب بوده ایم همانطور که کریستف کلمبوس در سفرنامه خود از رسیدن به ایران می نویسد از طریق دریای جنوب به سرزمینی رسیدیم که مردمانی داشت ساده لوح که بسیار خوش باور بودند و یکی از مشخصه های آنها این است که نه گفتن بلد نیستند هرچه از آنها بخواهی به تو می دهند. من می گم ما هرگز خوب نبوده ایم در طول تاریخ ابتدا ساده بودیم حالا بد ذات شده ایم 

با تمام این احوال حاضرم جانم را برای مردم این سرزمین در موقع لزوم بدهم برای اون حتی اندک از هم میهنانی که  دوست داشتنی اند و ارزشش را دارند

4شنبه سوری

بابت پیغام های تبریک سال نو که به من دادید ممنونم امسال بخدا شکه شدم تعداد تبریک های سال نو به من واقعا زیاد بود برای من دور از انتظار بود

اما بدنیست بگم که از یک سری عادات و رسومی که داریم حالم بهم می خوره

اول از 4شنبه سوری که آتش بازی جشن زیبای سنتی تبدیل به نارنجک بازی میشه متنفرم و بعد از خرید و نگهداری ماهی قرمز و بی توجهی به اصول نگهداری, بعضی حرفها هرگز گفته نمی شوند اما اکثر احمق ها این موجودات را با افکار متعفن خود مخصوصا بد نگهداری می کنند تا با بی توجهی ماهی بمیرد که مثلا بلاها به ماهی بخورد... دست کم مدتی پس از نوروز آنها را به یک رودخانه ببریم.

کاش بجای ترقه و مواد منفجره خطرناک - جشن آب بازی و آتشبازی بی خطر داشتیم

1- امسال دوستم اقای اکبر 25 ساله نارنجک در دستش ترکید و 3 تا از انگشتانش را ازدست داد که البته مقصر خودش بوده اما بسیاری از افراد هم به خود و هم به سایر افراد بی گناه آسیب می رسانند.

2- وقتی فکر می کنم می بینم چقدر تعداد افراد حادثه دیده در 4شنبه سوری ها زیاد هستند حتی یکی از فروشنده های خانم که قبلا مدتی پیش ما کار می کرد بدلیل برخورد با ترقه بارها یکی از چشمانش را به تیغ جراحی سپرده بود

3- چند سال قبل نیز دوستی را در 4شنبه سوری از دست دادم که خبر مرگش برایم ناباورانه و رنج اور بود مربوط به سال 91 . شخصی در انبار زیرزمین ساختمان مقدار زیادی ترقه نگهداری می کرده و شخص دیگری درحال جوشکاری بوده و متاسفانه دوست عزیزم خانم سلماز.ق در طبقه بالای آن ساختمان بی خبر بوده و انفجار عظیم باعث تخریب کلی ساختمان می شود و 4 نفر در این حادثه فوت می کنند.

دیدن بازمانده سوخته هدیه ای که داده بودم در بین تصاویر برایم غمگین است. یک طوطی کاکادو بیگ سایز بنام سارا داشت که حداقل بخت با این پرنده یار بوده که آن روز در خانه  دیگری بوده.

عجیب اینکه پس از آتش سوزی مقدار زیادی طلا و جواهرات نیز گم شده که مشخص نیست آیا کسی پس از حادثه انها را ربوده ؟

سلماز عزیزم همیشه خنده رو بود همیشه یاد و خاطراتت نزد من زنده خواهند ماند

(تصویر مربوط به همین حادثه است و می توانید در لیک زیر متن کامل خبر و تصاویر بیشتر را مشاهده کنید)

مرگ دلخراش 4 شهروند در انفجار مهیب مواد محترقه در تهرانپارس:

http://www.khabaronline.ir/detail/278645/society/events

فروشگاه طوطی سانان

آناتومی طوطی سانان

رفتار شناسی و روانشناسی

آموزشی ها و دانستنی ها

تغذیه طوطی سانان

پرورش جوجه طوطی و تکثیر

تشخیص سن و جنسیت طوطی

حمایت از طوطی ها

بیماری های طوطی سانان

اخبار سایت طوطی

دانلود فیلم آموزشی طوطی

طنز از دنیای طوطی

Go to Top