جستجو
فیلد های عمومی
جستجو در محتوا
جستجو در عناوین
دقیقا عین عبارت
فیلتر براساسدسته های محصولات

پرواز پرنده سخنگو برای شناسایی صاحبش

مرغ مینا سخنگو

پرواز پرنده سخنگو برای شناسایی صاحبش

این مرغ مینا پس از رها شدن از سوی پلیس با نشستن روی شانه یک زن جوان صاحب خود را به مأموران معرفی کرد.
این اتفاق زمانی رخ داد که پرونده مطرح شده درباره مالکیت یک پرنده سخنگو
می رفت تا به درگیری خونین دو خانواده منجر شود.
مفقود شدن یک پرنده سخنگوی گرانقیمت در منطقه شهرری، پای پلیس را به ماجراکشاند.
اعضای خانواده صاحب پرنده در حالی که ۴۰روز از ماجرای مفقود شدن این پرنده می گذشت همچنان در جست وجوی ردی از این پرنده گرانقیمت بودند که ناگهان مادر خانواده به هنگام عبور از کوچه ای در نزدیکی خانه شان صدای پرنده خود را شنید.
این زن وقتی پس از چند بار مراجعه به صاحبخانه نتوانست او را متقاعد کند که پرنده موردنظر به او تعلق دارد، ناچار به پلیس متوسل شد.
وی در شکایت به پلیس گفت: دو سال قبل در حوالی میدان مولوی تهران جوجه یک پرنده «مینا» را خریداری کردم. چون علاقه زیادی به پرنده ها دارم تصمیم گرفتم به او سخن گفتن بیاموزم. بنابراین طی این مدت به هر زحمتی بود حدود ۱۰کلمه را به او یاد دادم و حتی نام دخترم را یاد گرفته بود و با دیدن او مرتب تکرار می کرد.
تمام اعضای خانواده ما به این پرنده انس گرفته بودند به طوری که هرگاه به مسافرت می رفتیم او را با خود می بردیم. البته هیچ وقت او را داخل قفس
نمی گذاشتیم چون او هم به ما عادت کرده بود و در فضای داخل خانه مان به هر جا که می خواست می رفت و تنها به هنگام غذا خوردن داخل قفس می شد.
چندی پیش به طور ناگهانی پرنده مان گم شد. به هر جا که فکر می کردیم بتوانیم ردی از او به دست آوریم سرزدیم ولی نتوانستیم او را پیدا کنیم. تا اینکه چند روز قبل وقتی من برای انجام کاری بیرون رفته بودم، با شنیدن صدای پرنده ای در خانه یکی از ساکنان محله در جا میخکوب شدم.
خوب که دقت کردم ، متوجه شدم این صدا، آواز پرنده گمشده ماست. به همراه شوهرم به آن خانه رفتیم تا پرنده را پس بگیریم. آنجا حتی برای اثبات مالکیت پرنده او را صدا کرده و خواستم جملاتی را که بلد بود تکرار کند. ولی صاحب آن خانه ادعا کرد، پرنده متعلق به یکی از بستگانش است.
با توجه به این شکایت مأموران آگاهی به همراه این زن به خانه موردنظر مراجعه کردند. آنان وقتی با ادعاهای صاحبخانه روبرو شدند، خواستند تا پرنده را در اتاقی رها کنند. پرنده پس از لحظه ای چرخی زد و روی شانه شاکی پرونده نشست. زن جوان از این پرنده باهوش خواست تا نام دختر او را صدا کند. وقتی پرنده سخنگو در میان دیدگان بهت زده حاضران نام دخترک را صدا کرد مشخص شد صاحب واقعی پرنده چه کسی است.
مرد صاحبخانه که دریافته بود رازش فاش شده است، گفت: مدتی قبل برادرزاده ام این پرنده را در حالی که روی درخت حیاط نشسته بود به دام انداخت. ما هم چون از او خوشمان آمده بود تصمیم گرفتیم او را نگه داریم. با اعلام گذشت شاکی پرونده، او پرنده خود را تحویل گرفت تا پرونده این ماجرای جنجالی بی هیچ حادثه ای به پایان برسد.

این خبر مربوط است به سال ۲۰۰۵

دیدگاه ها (۰)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *